خرید بک لینک
امروز 14 هم دی ماه هستش و هفته ی گذشته یعنی ششم تولد آراد من بود.متاسفانه بنا به دلایلی موفق نشدیم که برای آراد جشن تولد بگیریم بهمین دلیل با اندکی تاخیر،فردا شب یه جشن کوچولو داریم آراد الان واسه ی خودش حسابی مردی شده.خیلی از کارای شخصیشو خودش انجام میده و درمواردی هم من بهش کمک میکنم. دیشب داد و بیداد میکرد که باید یک میلیون دلار به من بدی برم اسباب بازی بخرم. جالبه بدونید که آراد وحشتناک اسباب بازی دوست داره و اصلا توی این مورد قانع نمیشه. ازصب که از خواب بیدار میشه تا لحظه ی خواب فقط ورد زبونش اینه:مامان برام اسباب بازی بخر و جالبترش اینه که اصلا

برچسب: تولد چهار سالگی,تولد چهار سالگی پسرم,تولد چهار سالگی کلش,تولد چهار سالگی دخترم,تولد چهار سالگی اروشا,کیک تولد چهار سالگی,جشن تولد چهار سالگی,عکس تولد چهار سالگی,دانلود جشن تولد چهار سالگی پنگول, نویسنده: روژان ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 2:45

دیشب داشتم پیاز خورد میکردم ،اینقدر پیازش تند بود که حسابی اشکم در اومده بود.

آراد که داشت بازی میکرد یه هو اومد کنارم و خیلی متفکرانه پرسید، مامان چشمات سوخت نه؟؟؟!!!!

خندیدم و گفتم و آره پسرم.

بعد یه فکری کرد و با متانت گفت: خوب دایسر دایسر بخر. همه ی وسایل خورد کردن رو بزار کنار،چاقو رو بزار کنار و دایسر دایسر بخر........

برچسب: تبلیغات, ای,تبلیغات, گوشی موبایل,تبلیغات,تبليغات, اي,تبليغات,تبلیغات, ای گوشی,تبلیغات, گوشی,تبلیغات, ای داروها,تبلیغات, موبایل,تبلیغات, ایی, نویسنده: روژان ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 2:45

آخرین روزای سال 93 هم داره به پایان میرسه و کم کم به استقبال بهار میریم. این روزا حسابی درگیر کار خونه و بیرون هستم. آراد هم که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم چی بگم واقعا.خیلی نگرانم. دارم روزای سختی رو با آراد سپری میکنم. آراد تبدیل شده به یه بچه ی بسیار پرخاشگر و خشن که مدام بد و بیراه جوابت میده و حاضرجوابی میکنه. دلیلش رو متوجه نمیشم آخه محیط خونه آروم و به دور از جنگ و دعواست.فقط گاهی که آراد بیشتر از ظرفیت من شیطنت میکنه صحنه ی داد و بی داد درست میشه همین. همیشه سعی کردم به رفتارهای بدش بی تفاوت باشم و ذهنشو به سمت دیگه ای سوق بدم ولی واقعا نمیشه. میترسم

برچسب: نویسنده: روژان ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 2:45

چند روز قبل با کلی وعده و وعید و خواهش وتمنا بالاخره آقا آراد راضی شد بیاد دندونپزشکی تا دندونای پوسیده شو تعمیر کنیم. وارد کلینیک که شدیم داد و بداد آراد خان بلند شد که مامان من از اینجا بدم میاد.قول میدم دیگه مسواک بزنم ،تورو خدا منو ببر از اینجا ولی چاره ای نبود،شدت پوسیدگی دندوناش درحدی بود که هیچ راهی غیر از پر کردن نداشتن. خلاصه با هزار مکافات رفت روی یونیت و با تبحر دندونپزشک آمپول بی حسی تزریق شد و آراد اینقدر درگیر داد و بیداد بود که اصلا متوجه نشد آمپول تزریق شده. با خودم گفتم آخیش دیگه مشکلی نیست. ولی چشمتون روز بد نبینه ، همینکه خانم دکتر دست

برچسب: دندانپزشکی,دندانپزشکی دانشگاه تهران,دندانپزشکی بدون کنکور,دندانپزشکی شبانه روزی,دندانپزشکی بیمارستان میلاد,دندانپزشکی دانشگاه آزاد,دندانپزشکی در آمریکا,دندانپزشکی در ترکیه,دندانپزشکی مشهد,دندانپزشکی شهید بهشتی, نویسنده: روژان ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 2:45

صفحه بندی